دست اندازهای فردی در برنامه ریزی های تیمی

برنامه ریزی های تیمی به ایده، استراتژی، سناریو، شناخت رقبا، توانمندی در اجرا و انتخاب افراد مناسب در جایگاهِ درست نیاز دارد. اما چرا همیشه مشکلاتِ خارج از برنامه ریزی پیش می آید؟

 

 

مدتی هست که دارم یه سریال به اسم money heist یا (La casa de papel) که اسپانیایی هست رو می بینم. داستان فیلم در مورد سرقت از سازمان تولید اسکناس در اسپانیا است که از یک تیم 9 نفره تشکیل شده. برنامه ریزی این سرقت رو فردی به نام پروفسور ریخته است. (براساس تشخیص پروفسور هیچ فردی از اعضای تیم حق ندارد در مورد اطلاعات فردی سایر اعضای تیم چیزی بداند به همین خاطر هر فردی اسمی از یک شهر رو برای خودش انتخاب میکنه مثل توکیو. قوانین دیگری هم مثل عدم رابطه ی احساسی بین اعضای گروه وجود دارد).

پروفسور مدت های زیادی هست که  زوایای مختلف این سرقت رو برنامه ریزی کرده و هر یک از اعضای تیم رو با بررسی سوابق، مشکلات ، نیازها و آرزوهایی که در زندگی دارند رو انتخاب می کنه. 5ماه برای هماهنگی اعضای تیم و نوشتن برنامه ی اجرایی وقت گذاشته می شود تا همه بدانند که از چه طریقی باید نفوذ کنند و به چه شکل باید شرایط را مدیریت کنند.

بخشی از این برنامه ریزی رو مینویسم :

  • چند ماه تمام دوربین های سازمانِ تولید اسکناس به صورت مداوم از طریق تحقیق میدانی چک می شدند.
  • اطلاعات و سمت های تمام کارمندان سازمان را بدست آوردند.
  • برنامه های زمان بندی ورود خروج ها و رفت و آمد بازدید کنندگان را نیز بدست آورده بودند. (بخشی از این سازمان یک موزه دارد که عموم برای بازدید به آنجا می روند).
  • بررسی می کنند برای رسیدگی به این سرقت، چه فردی می تواند مسئولیت عملیات ارتباط با سارقین را بر عهده بگیرد و تمامی اطلاعات مربوط به آن فرد را بررسی می کنند.
  • تمامی راه های ورودی سازمان رو برای حمله از سمت پلیس بررسی می کنند.
  • برای ورود پلیس و یگان های مختلف که ممکن است به صورت غیرمنتظره ای حمله کنند چند پلن نوشته اند تا بتوانند از ورود پلیس جلوگیری کنند.
  • همگی لباسشان قرمز و از ماسک چهره استفاده می کنند، همچنین برای تمام گروگان ها نیز ماسک به تعدادشان تهیه می کنند تا در زمان مذاکره یا حمله، پلیس تشخیص ندهد چه فردی سارق است و چه فردی گروکان.
  • برنامه ریزی به شکلی بود که سارقین به هیچ گروگانی آسیب وارد نکنند و با استفاده از این رفتار و همچنین شناخت فرهنگ مردم اسپانیا، پس از سرقت، از خود نام بدی به جا نگذارند و پلیس را بدنام کنند.
  • و بسیاری برنامه ریزی های دیگر که بسیار جذاب هستند.

 

روز سرقت شروع می شود و طبق برنامه سازمان تولید اسکناس بدست سارقین می افتد اما تصمیم های فردی اعضا، دست اندازهایی را بوجود می آورد.

  • دو نفر از اعضا در طول مدت 5 ماهه وارد رابطه ی عاطفی می شوند و یک مشاجره بین آنها در زمان انجام عملیات سبب می شود تا یکی از گروگان ها موبایل خود را روشن کند و پلیس با هک کردن موبایل، چهره ی 2 نفر از سارقین را تشخیص میدهد.
  • در روز دوم بدلیل اشتباهی که یکی از گروگان ها می کند، یکی از اعضای تیم دستور قتل گروگان رو میدهد و این موضوع سبب بوجود آمدن چالش جدیدی می شود.
  • خودرویی که سارقین در ماه های گذشته با آن به سازمان تولید اسکناس می رفتند باید به اوراقی شهر داده میشد تا آن را نابود کند اما فردی که این وظیفه رو به عهده داشت این کار رو صحیح به اتمام نرسوند و پلیس دست به انگشت نگاری برای بررسی هویت سارقین می زند.
  • خطاهای بیشتری وجود دارد که پیشنهاد می کنم این فیلم رو ببینید.

 

زاویه ای که من دارم بهش نگاه می کنم از جنس برنامه ریزی های تیمی هست. وقتی کاری برنامه ریزی میشود و باید به اجرا برسد، رعایت قوانین، عدم گرفتن تصمیم های فردی، اعتماد 100 درصد به افراد تصمیم گیر، همکاری کردن با یکدیگر، گوش دادن به تصمیم های مسئول اجرایی ، شفافیت در انجام کار، توجه به سهم روبراه بودن حالِ خودمون، فکر به اینکه تصمیم شخصی من چه تاثیری روی برنامه ریزی تیم دارد و موارد متعدد دیگر، بسیار مهم است.

همینطور افراد برنامه ریز نیز باید بتوانند در نوشتن سناریوهای اجرایی، سهم خطا و تصمیمات فردی رو لحاظ کنند تا بتوانند پلن های جایگزین رو برای شرایط مختلف بنویسند.

 

با نوشتن مطلب بالا دوست دارم دعوتتون کنم که این سریال جذاب، پراسترس و البته با استراتژی های پخته رو ببینید.

 

 

یک دیدگاه برای “دست اندازهای فردی در برنامه ریزی های تیمی

  1. کار تیمی هنوز هم یکی از بحث های پر چالش بخصوص در دنیای کار و تجارت هستش. علاوه بر داشتن روحیه ی تیمی فاکتورهای دیگری مثل داشتن انگیزه، اعتماد توانایی های لیدر و اعضای دیگر، اعتماد به هدف مورد نظر تیم، تمرکز بر روی وظایف محوله، دانستن خود به عنوان یکی از پرخ دنده های تیم و … هستند که یک تیم یا حرکت تیمی رو موفق به پایان خط می رسونه. یکی از فاکتورهایی که من توی تیمهای موفق خیلی دیدم ایجاد یک مفهوم بعنوان چیز مشترکی که همه ی اعضای تیم به اون مورد باور میارن. این باور وقتی در اونها نهادینه شد همه ی اعضای تیم یکپارچه میشن و حتی از جان خود و اعضای خانوادشون هم برای رسیدن تیم به هدف میگذرن. بعضی از تیم ها این باور رو بر اساس ترس هایی وجودی انسان پایه گذاری میکنند برخی دیگر بر اساس مسایل دینی، اصول انسانی و … حتی برخی ها بر اساس خرافات و مسایل ماورایی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *